خیالم چو بی خواب
نفس گشته بی تاب
کجایی تو مهتاب
کنی دل تو شاداب
زنی حرف نایاب
شوم بس چو سرخاب
بری دل چو گرداب
کجایی تو مهتاب
شدی دل تو محراب
زمانت چو کم یاب
کنی جان تو سیراب
کجایی تو مهتاب
کجایی تو مهتاب
.
پروانه را شکایتی از جور شمع نیست
عمریست در هوای تو میسوزم و خوشم
خلقم به روی زرد بخندند و باک نیست
شاهد شو ای شرار محبت که بیغشم
باور مکن که طعنهی طوفان روزگار
جز در هوای زلف تو دارد مشوشم
سروی شدم به دولت آزادگی که سر
با کس فرو نیاورد این طبع سرکشم
دارم چو شمع سر غمش بر سر زبان
لب میگزد چو غنچهی خندان که خامشم
هر شب چو ماهتاب به بالین من بتاب
ای آفتاب دلکش و ماه پریوشم
ما را در سایت زیباترین دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 86
ما را در سایت زیباترین دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 90
ما را در سایت زیباترین دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 83
یاد آن ایام خوش با آن بخیر
یاد آن روز وصال عاشقان
یاد آن شیرین و فرهاد هم بخیر
یاد آن بودن کنار او بخیر
یاد او هستم که یاد او بخیر
زیباترین...ما را در سایت زیباترین دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 86